اگر با موسيقي مخالفت ميشود، منظورموسيقيهاي سبك ومبتذل است كه من هم
بهعنوان يك آهنگساز و موسيقيدان و خادم اين كشور از دوران نوجوانيام كه
به امر موسيقي در اين كشور مشغول بودهام با اين جنس موسيقي مبتذل مخالف
بوده و مبارزه هم كرده ام.
بنابراين بايد گفت كه موسيقي خوب، همواره قسمتي از زندگي مردم بوده و
هست. من به دفعات با آقاي صفار هرندي صحبت كرده ام و ايشان هم به موسيقي
فاخر اشاره داشتند. موسيقي فاخر به زعم ايشان موسيقياي است كه داراي ارزش
هنري باشد. مانند آثار آهنگسازان بزرگي كه تاريخ بر آنها صحه گذاشته ونيز
كارهايي كه به رديف دستگاهي ايران مربوط ميشود و آنچه كلاً تفكر انساني و
عالي هنري در آن به چشم ميآيد.
اما بههرحال موسيقي امروز در كشور ما دچار مشكلاتي است. اگر همه
مؤسسات و متوليان مرتبط با موسيقي دست به دست هم بدهند و براي رفع مشكلات
ريشهاي و اساسي موسيقي اقدام كنند، خواهند توانست به نتايج خوبي برسند و
موسيقي ما را درجهت درستي قرار دهند. ما موسيقيدانان براي رسيدن به اين
هدف، همواره آمادگي خودمان را اعلام كردهايم.
اميد هم داريم كه طرح سند راهبردي هم كه توسط آقاي پيريايي و ديگر
شخصيتها و مديران مسئول در امر موسيقي عنوان ميشود، با همكاري مديران و
آهنگسازان و موسيقيدانان هرچه زودتر محقق شود.به زعم من، امروز موسيقي در
كشور ما محروم نيست؛ كما اينكه ميبينيد موسيقي پاپ در همه جاي اين كشور
رواج دارد.
متأسفانه امروز ما از موسيقي خوب محروميم و اين موسيقي خوب است كه
محروم مانده است، موسيقي خوب ما كه بايد از مرزها بگذرد و افتخار ايران
باشد، محروم مانده است؛ موسيقيدان بايد بدود و تلاش فراواني انجام دهد تا
كارش اجرا شود. چندين سال است كه اركستر سمفوني ما دچار مشكلات اساسي است
و با وجود اينكه خرج زيادي هم ندارد همينطور با مشكلات عديده اش رها شده
است.
اما موسيقيهاي آنچناني در شهر پراكنده است و به هر كجا ميرويم رد و
جاي پا و اثرشان در ميان مردم ديده ميشود؛ موسيقيهايي كه اساساً غيرقابل
تحمل هستند و اين موسيقي غريب متأسفانه در داخل كشور خودمان ساخته
شدهاند. اين مسئله تأسفبار است كه دست آهنگسازان در اركستر سمفونيها
بسته است اما امكانات در اختيار افراد ناشناخته با موسيقي مبتذل و سبك
قرار دارد.